آخرین بروزرسانی در تاریخ 6 سپتامبر 2019

 

فکر می کنید با داشتن همه فکر و آموزش روشنفکرانه ، تغییر یک باور آسان است. به جز این که اگر آسان بود ما سریع فکر می کردیم بدون اینکه دوباره ظاهر شود ، اما این اتفاق نمی افتد. با این وجود ، گاهی اوقات یک فکر یا عقیده به سرعت تغییر می کند. شاید برخی از باورها به آسانی تغییر کنند و برخی دیگر سخت تر. چرا؟

 

اگر تکنیک های خاصی وجود داشته باشد که برای برخی از عقاید کار کند ، اما برای دیگران کار نمی کند؟ آیا ممکن است برخی از عقاید مانند آجیل و پیچ و مهره ای باشند که به صورت معکوس وجود دارد؟ بیشتر آنها با یک چرخش به سمت چپ از هم جدا می شوند ، اما برای سست شدن باید برخی از عقاید را در جهت دیگری تغییر دهند؟ بیش از 20 سال است که به شدت در تغییر باورها متمرکز شده ام.

 

من ابتدا با خودم شروع کردم و سپس در تغییر باورهای دروغین خود به مربیگری افراد دیگر پرداختم. در اینجا پاسخی به این سؤالات و خلاصه چگونگی تغییر عقیده آورده شده است.

 

چگونه می توانید یک باور را به روشی تغییر دهید که کار کند؟

 

اولین قدم برای تغییر یک باور ، درک ساختار آنها و آنچه باعث می شود ما اینقدر به آنها متصل شویم.

 

در اینجا برخی باورهای معمولی وجود دارد که ممکن است برای تغییر آنها انگیزه داشته باشید؟

 

* آنها خیلی احمق هستند. - داوری که تمایل به ایجاد درگیری دارد.

 

* من دوست ندارم - داوری خودی که احساس ناخوشی را ایجاد می کند.

 

* او چنین احمق است. - می تواند خشم ، نارضایتی ، ناامیدی را ایجاد کند.

 

* از بدنم متنفرم / دوست ندارم / از بدنم ناراضی هستم. - ناامیدی و شرم.

 

* من نباید این کار را می کردم. - گناه ، خجالت

 

اولین چیزی که توجه می کنید این است که من احساسی را شناسایی کرده ام که اغلب با این نوع عقاید مرتبط است. معمولاً ایده یا فکر به خودی خود احساس بدی نمی کند. زمانی است که ما این فکر را به عنوان یک عقیده داریم که احساسات قوی داریم. این بخش احساسات است که باعث بدبختی ما شده است. یک فکر به خودی خود فقط مفهومی است به شکل یک جمله یا جمله که می توانیم با عقل خود دستکاری کنیم. ما می توانیم بدون هیچ مشکلی یک ایده را انتخاب کرده یا در یک لحظه رها کنیم.

 


به عنوان مثال ، می توانیم درباره آنچه خودمان یا شخص دیگری می پوشیم فکر کنیم و بدون اینکه احساسات زیادی داشته باشد ، خوب به نظر می رسد یا نه ، فکر کنیم. اما اگر ما وارد یک رویداد اجتماعی اجتماعی شویم که شلوار جین پوشیده است و هر کس دیگری را در لباس های تجاری پیدا کنیم ، چه می شود؟ "افکار" درباره آنچه اکنون می پوشیم با احساسات سنگینی همراه است. این دیگر یک ایده مفهومی نیست که بتوانیم به راحتی با عقل خود را رها کنیم یا تغییر دهیم.

 

ممکن است درباره آنچه مردم درباره ما فکر می کنند فکر کنیم.

اما ما به احتمال زیاد احساسات قوی داریم زیرا اعتقادات ما می گوید داوری ما هستند.

 

ما به سرعت درگیر عقاید برانگیخته عاطفی می شویم که به افکاری مانند:

 

"من چنین احمق هستم (احساس بی ارزشی). من باید دعوت را اشتباه خوانده ام (احساس احمقانه). همه در اینجا به من خیره می شوند (احساس قضاوت می کنند). من باید به خانه برگردم و تغییر دهم (خود شک و ناامنی در مورد تصمیم). این بد به نظر می رسد رئیس رئیس من (احساس فرومایگی). من هرگز دیگر تبلیغ نمی کنم (ترس از دست دادن). این یک پایان دهنده شغلی است (احساس عذاب و ناامیدی.) "

نکته مهم درباره همه این افکار و باورهای عاطفی این است که آنچه می پوشید تغییر نکرد. وقتی لباس پوشیدید اعتقاد داشتید که با لباسهایتان کاملاً خوب بود. لباس شما به چیزی وحشتناک تغییر نکرد. اما ناگهان به لباسهای یکسانی با مجموعه ای متفاوت از باورها نگاه کردید و این احساسات زیادی را به وجود آورد.

 

مؤلفه قدرتمندی که هنگام تغییر یک عقیده باید در نظر بگیریم این است که باید احساسات مربوطه را تغییر دهیم. "فکر" در ذهن ما فقط یک چیز مفهومی است و ممکن است عقل ما بگوید که باید به راحتی و به سرعت تغییر کند. با این حال ، تغییر احساسات وابسته به اعتقاد ، نیاز به یک رویکرد متفاوت دارد. احساسات حرکت نمی کنند ، از بین می روند و یا خیلی خوب از طریق عقل ما تغییر نمی کنند. قدرت احساسات مرتبط با یک باور بخشی از تفاوت بین اعتقاد "آسان" برای تغییر و باور "سخت" برای تغییر است.

 

بعضی از اعتقادات تغییر سخت تر است زیرا دلبستگی های عاطفی بسیار قوی تری دارند.

 

فکر جدید تغییر باورها، قانون جذب این عقیده است که با تمرکز بر افکار مثبت یا افکار منفی ، افراد می توانند تجربیات مثبت یا منفی را به زندگی خود وارد کنند 1 ، 2. این عقیده مبتنی بر این عقیده است که مردم و افکار آنها هر دو "انرژی خالص" هستند و این که از طریق فرآیند "انرژی انرژی مشابهی را جذب می کند" فرد می تواند سلامت ، ثروت و روابط شخصی خود را بهبود ببخشد.

 

قانون جذب یکی از محبوب ترین "قوانین جهانی" عرفا 3 است. طرفداران این عقیده عموماً تکنیکهای نوآوری شناختی را با تأییدهای خلاقانه قانون جذب و  و تجسمها ترکیب می کنند تا افکار محدود کننده یا خود تخریبی ("منفی") را با افکار خودمختار و سازگارتر جایگزین کنند ("مثبت"). یکی از عناصر اصلی این تفکر ، تغییر مؤثر الگوهای تفکر منفی شما با "احساس" (از طریق تجسم خلاق) است که تغییرات مورد نظر قبلاً رخ داده است. قرار است این ترکیب از تفکر مثبت و احساسات با طنین انداز شدن با قانون پیشنهادی انرژی "تجارب و فرصت های مثبت" را جذب کند.

 

حتی اگر جنبش عصر نو دارای ایده های جدید بسیاری از جمله قانون جذب باشد ، قانون جذب در نوع خود یک مفهوم جدید است 19.

در سال 2006 ، مفهوم قانون جذب با انتشار فیلم "راز (فیلم ، 2006) (en)" که در سال 2007 به کتابی با همین عنوان منتقل شد ، مواجهه چشمگیری پیدا کرد. این فیلم و کتاب دریافت شد. پوشش گسترده رسانه ای 20 ، 21. کتاب Rhonda Byrne همچنین الهام بخش ساخت یک فیلم داستانی بر اساس راز ، با کیتی هولمز 22 ساله است.

 

منبع:

 

https://www.janblaghy.ir/%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d8%8c-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/