هویت بخشی از یک باور است

 

فرض کنید در گفتگوی منفی شما چنین اندیشی وجود دارد مانند: "من احساس می کنم چنین بازنده هستم". آنچه ذهن ما با این نوع فکر انجام می دهد ، ساختن یک داستان ذهنی است. به نوعی یک فیلم ذهنی بسیار کوتاه بازی می کند. در آن فیلم ذهن ما باور  تصویری از خودمان را به عنوان شخصیت بازنده نمایش می دهد. این شخصیت یک ویژگی دارد ، "بازنده".

 

برای آن لحظه فیلم این تمام هویت شماست. از آنجا که این یک نسخه از شما است که بر اساس تنها یک ویژگی منفی است ، یک تصویر کاملاً تحریف شده است. در آن لحظه شما هیچ ویژگی دیگری ، هیچ تاریخ دیگری و هیچ کیفیت دیگری ندارید که این تصویر را دقیق کند. این یک تصویر نادرست است ، اما به دلیل این که تخیل در یک صفت تثبیت می شود و آن را برای یک شخصیت کامل اغراق می کند ، در لحظه به صورت واقعی پذیرفته می شود. همچنین ممکن است به نظر واقعی برسد زیرا با احساساتی که در آن لحظه احساس می کنید هماهنگ است.

 

این خود تصویر یک هویت کاذب است ، اما ما آن را دروغ نمی بینیم.

 

بخشی که ما فیلم را نمی بینیم این است که در حافظه زیر آگاهی ما بایگانی شده است. ذهن ما به تمام خصوصیات و خصوصیات دیگر ما اعتبار متناسب نمی دهد. روند ذهنی ما نگران این نیست که تمام تجربیات و دستاوردهای قبلی ما را به وجود آورد تا تصویری راستین از خودمان ایجاد کند.

ذهن ما در تلاش برای توضیح احساسات فعلی ، یک فیلم ساده را برای لحظه ساخته است. ذهن ما هویت "بازنده" را با تمام خصوصیات خوب و سخاوتمندانه ما به طور عادلانه و متناسب تعادل نمی بخشد.

 

وقتی ذهن ما بازی می کند فیلم "بازنده" آن را به عنوان هویت جهانی ما برطرف می کند. همچنین "بازنده" را همان چیزی می داند که همیشه بوده ایم و همیشه خواهیم بود. هر وقت به گذشته نگاه می کنیم به آن لحظات "بازنده" می پردازیم ، حافظه ما از شخصیت "بازنده" فراخوانی می کند تا در حافظه و تخیل ما ظاهر شود. کلمه دیگر برای این تصویر نادرست از هویت ، "Ego" است.

 

با گرفتن چیزی که در یک لحظه لغزش باشد و آن را اغراق کنیم ، آنرا به تصویری از نفس خود نفی تبدیل کرده ایم و هر بار که به آن فکر می کنیم احساسات زیادی را به وجود می آوریم. ما همچنین می توانیم به طور ناخودآگاه احساساتی ایجاد کنیم و متوجه نمی شویم که ذهن ما هنوز هویت خود را ذخیره کرده است. ذهن شما اهمیتی نمی دهد که به دروغ اعتقاد دارد. همچنین اهمیتی نمی دهد که دروغ در مورد چیزی بسیار اساسی است که شما هستید.

 

این تصویر نادرست از هویت بخشی از اعتقاد است.

 

در فرآیند تغییر عقیده ، باید تغییر هویت خود یا حداقل نسخه غلط هویت ذهن خود را وارد کنید. از آنجا که هویت کاذب شما بخشی از خاطرات است ، وقتی یک عقیده را تغییر دهید ، خاطرات عاطفی را نیز تغییر خواهید داد. یکی از راه هایی که می توانید این کار را نرم تر کنید این است که حس دیگری از هویت خود داشته باشید که می توانید در جای خود با آن ارتباط داشته باشید. اگر شما یک دیدگاه هویت متناوب ندارید ، این روند شامل ایجاد یک احساس متفاوت از خود خواهد بود. تمرینات در دوره Self Mastery به شما روشهای عملی برای تغییر دیدگاه خود در مورد این روند هویت و همچنین سایر مراحل برای تغییر یک عقیده می دهد.

 

اگر در گذشته در تغییر باورها ناموفق بوده اید ، به این دلیل است که احساس هویت خود را در سطح ذخیره نشده ناخودآگاه تغییر نکرده اید.

 

برخی از افراد سعی می کنند با تأییدهایی مانند "من شخص باهوش و درخشان هستم" این هویت را تغییر دهم. با این روش مشکلات بسیاری وجود دارد. یکی از این موارد این است که ساختار اعتقادی کنونی از قبل هویتی برای شما دارد. بخشی از ذهن "من خیلی احمقانه هستم" این تأییدات مثبت را قبل از اینکه عمیقاً ادغام شود ، رد می کند. در پادکست رایگان من در مورد چگونگی تأیید تأیید آتش بیشتر در این مورد وجود دارد. در حال حاضر من فقط می گویم که تغییر دیدگاه هویت کاذب ما یکی از مراحلی است که برای تغییر یک عقیده باید درج شود.

 

منبع:

 

https://www.janblaghy.ir/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%b9-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7-%da%86%da%af%d9%88/